بسيج امر جديدي نيست؛ بلكه همان مسلماني واقعي است. بسيجيهاي خالص دقيقاً همان چيزهايي را ميگويند كه اسلام گفته است. قرآن ميفرمايد: «اولئك هم الصادقون». مؤمنان زياد هستند.اما يك عدهشان راست ميگويند: «من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه فمنهم من قضي نحبه». همه راست نميگويند، من چيزهايي ميگويم كه عملم آنها را تصديق نميكند. بسيجي بنا را بر صداقت گذاشته است. ميگويد من وقتي به ولايت فقيه معتقدم، پايش ميايستم. ديگري هم ميگويد به ولايت فقيه معتقدم، اما براي مصلحت روزگار ميگويد! ما ميگوييم اعتبار قانون اساسي به ولي فقيه است؛ اما او ميگويد ولي فقيه چون در قانون اساسي آمده، من قبول دارم! بسيجي كسي است كه ميگويد: من به خودم متكي نيستم، به قدرتهاي خارجي و تكنولوژي هم تكيه ندارم؛ فقط به ياري خدا متكي هستم و وظيفهام را انجام ميدهم، اگر بگويند جبهه، ميگويم: چشم. اول جنگ چهجور بود؟! آقاي بني صدر كه فرمانده كل قوا بود، اجازه نميداد پاسدارها حتي سادهترين سلاح را داشته باشند! بسيجي ميگويد: خدا ياري ميكند و من به او متكي هستم. وقتي اطاعت امام لازم است و او فرمان ميدهد جبهه را پر كن، ميگويم: چشم. پس بسيجي، چيز تازهاي نيست و احتياج به تعريف ندارد. بسيجي كسي است كه ميگويد خدا و پيغمبر و امام راست گفتهاند و من مطيع هستم. اينها همان اسلام است و چيز اضافهاي ندارد ( بقیه در ادامه مطلب ).
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 10 دی1386ساعت 22:14 توسط مصطفی
|
آنچه به كارها ارزش واقعي ميبخشد و باعث سعادت اخروي و خشنودي ائمه اطهار و حضرت ولي عصر (عج) ميگردد، خلوص نيت و داشتن انگيزه الهي در كارهاست................................................................
حوزه طي 60 سال گذشته، ترقي و پيشرفت خوبي از جهات مختلف داشته است اما با اين حال نسبت به آنچه كه ائمه معصومين از ما انتظار دارند، فاصله داريم ( بقیه در ادامه مطلب ).
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه 30 آذر1386ساعت 12:35 توسط مصطفی
|
اسلام، دو عنصر اساسي دارد: عقايد و ارزشهاي رفتاري. به يك تعبير ميتوانيم بگوييم اساس اسلام بر يك سلسه باورها و ارزشها استوار است. اسلام بهطور مستقيم درباره شكل كار و زندگي مردم دخالتي ندارد. يعني نميآيد بگويد چه آشي بپزيد، ساختمان را چه طور بسازيد و... . وقتي با اينها كار دارد كه جنبه ارزشي پيدا كند و مصلحتي براي جامعه داشته باشد. اسلام حتي اصالتاً با دارو و درمان كاري ندارد كه فلان بيماري چگونه شناخته و معالجه ميشود. اگر اسلام ميگويد مشروبات الكلي را نخوريد، به خاطر بعد ارزشي است كه ميگويد اين حرام است، به عقل ضرر ميزند و... . پس اساس اسلام در دو بخش باورها و ارزشها است. ( بقیه در ادامه مطلب ).
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه 22 آذر1386ساعت 15:27 توسط مصطفی
|
انسانها به جايي ميرسند كه بالاترين لذتشان اين است كه احساس كنند خدا از ايشان راضي است. در روابط عاطفي بين اشخاص هم گاهي عاشق طوري ميشود كه جز رضاي محبوبش چيزي برايش لذت ندارد. يك نگاه رضايتآميز محبوبش از همه چيز برايش ارزشمندتر است. «و رضوان من ا... اكبر» امام سجاد(ع) ميفرمايد: خدايا اگر رضايت تو در اين باشد كه بدن من تكه تكه شود و در آتش بسوزد؛ رضاي تو براي من لذيذتر است. يك اشكال خواستههاي مشترك بين انسان و حيوان اين است كه مرز ناشناسند، ميگويد: چيزي بخورم سير بشوم، حلال يا حرام فرقي نميكند! و نتيجه اين ميشود كه انسان را از درك لذتهاي بالاتري مثل لذت از رضايت الهي محروم ميكنند (بقیه در ادامه مطلب ).
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه 19 آذر1386ساعت 19:45 توسط مصطفی
|
ترس و اميد
حالاتي كه در انسان پديد ميآيد يك زمينه فطري و خدادادي دارد. همه اينها در زندگي مفيد است، منتها در شرايط، مكان و حالت خاص و نسبت به امور خاص تفاوت ميكند. انسان يك حالت شادي دارد كه فطري است، نقطه مقابلش هم گاهي غمگين ميشود. هر دوي اينها براي انسان مفيد است. يعني هر كدام در جاي خودش بايد به كار برده شود. اما اين كه كجا بايد شادي كرد و كجا بايد محزون بود؛ يا بايد از راهنمايي دليل عقلي متقن استفاده كرد، كه غالبا در تشخيص مصداق خيلي اشتباه ميكند، يا بايد به دستورات دين مراجعه كرد كه بهترين راه است. دين كجا درصدد اين بر آمده كه مردم حالت خوف داشته باشند و كجا درصدد تقويت حالت رجا بوده است؟ كساني كه با مباحث روانشناسي آشنا هستند ميدانند خيلي از آنها در مورد اميد تاكيد ميكنند. تعبيرات ادبي زيبايي هم به كار ميبرند: اميد رمز موفقيت است؛ رمز سعادت و رمز پيشرفت است، عامل اصلي حيات است و... و چنان تصور ميشود كه اميد به طور مطلق در همه جا مطلوب است و برعكس نسبت به حالت ترس بيمهري ميكنند. گاهي در اين شعارهايي كه به عنوان كلمات اميرالمومنين(ع) نقل شده كه دروغ هم هست، مينويسند: ترس، بزرگترين گناهان است! البته، خيلي وقتها ترس به جا است. اين درست است كه بايد بچه ترسو بار نيايد، اعتماد به نفس داشته باشد، اما گاهي افراط ميشود و هر گونه ترسي از هر چيزي و در هر موردي زير سوال ميرود، بلكه با تيغ نفي رد ميشود. هر دوي اينها هم از نظر اسلامي و هم از نظر عقلي مردود است. كار هر انسان عاقلي را ميبينيم از ترس يا اميد خالي نيست. يك كار اختياري انسان پيدا نميكنيد كه عامل ترس يا اميد در آن مطرح نباشد و گاهي هر دو موثرند. براي مثال از چيزهايي كه خلاف بهداشت است اجتناب ميكنيم؛ براي چه؟ چون ميترسيم بيمار شويم. اگر ترس از بيماري نبود، آدم رعايت حفظ سلامتي نميكرد. كارگري كه ميرود از صبح تا شب زحمت ميكشد و كار ميكند، به اميد اين است كه به او مزد بدهند و نيز از گرسنگي و فقر و نياز به ديگران ميترسد. اين يك جور ترس است . ( بقیه در ادامه مطلب ).
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه 14 آذر1386ساعت 20:37 توسط مصطفی
|
با توجه به آيه 33 سوره مباركه نسا { الرجال قوامون علي النسا .... } و ذكر اين نكته كه مردان را بر زنان حق تسلط و نگهباني است و همچنين با توجه به اينكه در همين ايه به صراحت از تنبيه بدني زنان توسط مردان سخن گفته شده است {... وهن في الفضاجع و اضربوهن ... }
الف : ايا اصولا اسلام دين مردسالار است يا تساوي سالار ؟
ب : شما شخصا اين ايه را چگونه تفسير مي كنيد ؟
ج : در صورتي كه بپذيريم اين آيه با توجه به مقتضيات جامعه عرب در زمان پيامبر ( ص ) نازل شده است ، پس تطبيق احكام اسلام و قران با مقتضيات زمان چگونه صورت مي گيرد ؟
------------------------------------------------------------------------------------------------------
الف) تقسيم مرد-سالار و زن-سالار تقسيم صحيحى نيست و هيچكدام را نمى توان به طور مطلق به اسلام نسبت داد. در اسلام، در مسئوليتهاى اجتماعى تكاليف سنگين ترى بر دوش مرد گذاشته شده كه نصوص قرآنى شاهد آن است: (للرجال عليهن درجة){بقره 228}.
ب) ظاهراً آيه شريفه ناظر به مديريت مرد در محيط خانواده است. مفروض اين است كه هيچ واحد اجتماعى بي نياز از مديرى كه در موارد اختلاف حرف آخر را بزند نيست. هر اجتماعى در صورت فقدان چنين مديرى از هم خواهد گسيخت. اين غير از مسئله مشورت و لزوم همفكرى است كه در اسلام مورد تأكيد است و حتى در مورد مسائل خانوادگى هم به آن اشاره شده است و در مورد مشورت والدين براى زمان از شير گرفتن كودك مي فرمايد: (فإن أرادا فصالاً عن تراض منهما و تشاور فلا جناح عليهما) {بقره: 233}. در موارد اختلاف بايد نهايتاً كسى حرف آخر را بزند، و اين آيه مي فرمايد به دليل صلاحيت بيشترى كه معمولاً مرد براى مديريت دارد اين مسئوليت بر عهده او است.
ج) اختصاص آيه به زمان پيامبر اكرم (ص) مطلقاً مورد قبول نيست و تاريخمند كردن احكام اسلام را صحيح نمى دانيم؛ در غير اين صورت چيزى به نام اسلام قابل دفاع نخواهد بود. البته اسلام داراى احكام ثانويه اى است كه فقهاى صلاحيتدار طبق مقتضيات شرايط زمان و مكان، آنها را بر مواردش تطبيق مى كنند و بحث از آن فراتر از اين مجال محدود است.
+
نوشته شده در جمعه 27 مهر1386ساعت 13:31 توسط مصطفی
|
يکي از سوالاتي که از سوي طرفداران پلوراليسم مطرح مي شود اين است که اصولا ما چگونه ميتوانيم بگوييم که خداوندي که هــادي است فقط يک گروه را هدايت نموده و ديگران از اين نعمت خداونـد بي بهــره اند و همچنين چگونه ميتوانيم بر اين عقيده مصر باشيم که حقيقت تنها از ان ماست؟
درباره پلوراليسم دو سؤال وجود دارد:
1ـ آيا در هر مسألهاي يک حقيقت وجود دارد يا حقايق متعدد؟ مخالفان پلوراليسم معتقدند هر مسأله تنها يک پاسخ صحيح دارد. مثلاً توحيد حق است و شرک باطل.
2ـ آيا فقط کساني که دين صحيح را شناختهاند از عذاب ابدي نجات خواهند يافت؟
جواب اين است که کساني که تلاش کردهاند و نتوانستهاند حقيقت را بشناسند و در حدي که توانستهاند عمل کردهاند، اهل نجات خواهند بود.
+
نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور1386ساعت 11:53 توسط مصطفی
|
رمز اتحاد و نصرت شيعيان جهان همواره در اقتدار و درايت مرجعيت شيعه بوده است ولي اکنون مرجعيت حتي حالت کشوري خود را نيز از دست داده است آيا چنين مرجعيت پراکنده و متعددي مي تواند جهان تشيع را - که در اصل محصور در مرزها نيست - به سر منزل مقصود برساند و از ميان امواج فتنه ها و بلاها عبور دهد؟
آنچه براي وحدت و عزت کشور اسلامي ضرورت دارد وحدت رهبري است و با وجود رهبر واحد، تعدد مراجع چندان زياني ندارد.
+
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 10:41 توسط مصطفی
|
دلايل و مقدار ناسازگارى دموکراسى با اصول جمهورى اسلامى چيست؟
اگر دمکراسي به معناي نفي اعتبار هر گونه قانوني قبل از موافقت مردم باشد، طبعاً با هيچ ديني سازگار نخواهد بود. ولي اگر منظور تبعيت از آراي اکثريت در راه اجرا و پياده کردن احکام دين باشد، قابل قبول است و آن همان است که به نام دمکراسي ديني يا مردمسالاري ديني ناميده ميشود.
براي تفصيل بيشتر به کتاب نظريه سياسي اسلام،ج1، صص287ـ309 مراجعه کنيد.
+
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 10:37 توسط مصطفی
|
ولى فقيه که بمانند امامان معصوم نيست و قطعا اشتباهاتى دارد ؟ درست است؟
فقيه با وجود اينکه معصوم نيست و امکان اشتباه هم دارد، در عين حال بهترين و نزديکترين کسي است که ميتواند اهداف ائمه معصومين(ع) را تحقق بخشد. راستي مگر مالک اشتر يا محمد بن ابيبکر يا ساير والياني که اميرالمؤمنين(ع) نصب ميفرمودند، معصوم بودند؟ و مگر اطاعت از آنان اطاعت از اميرالمؤمنين(ع) نبود؟
+
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 10:31 توسط مصطفی
|
در بحث ولايت فقيه به ما گفته شده ولايت فقيه امتداد امامت ائمه است شما چگونه و با چه استدلالى اين زنجير يا سلسله ولايت فقيه را به زنجير يا سلسله امامت متصل مى کنيد؟
منظور از اين كه ولايت فقيه امتداد ولايت ائمه اطهار ـعليهم السلامـ است اين است که خود امامان اين ولايت را معتبر دانسته و در صورت دسترسي نداشتن به امام معصوم(ع)، امر به اطاعت از ولي فقيه فرمودهاند.
+
نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت 10:28 توسط مصطفی
|
حضرت آيتا... خامنهاى رهبر معظم انقلاب اسلامى، در ديدار صدها تن از دانشجويانِ شركتكننده در اردوى آموزشى - پرورشى سازمان بسيج دانشجويى، طى سخنانى بر اهميت فكر، عمل و احساس نسل جوان براى هر جامعه تأكيد كردند و به دلسوزان و هوشمندان دنياى غرب در مورد فاجعه نابودى و اضمحلال نسل جوان اين جوامع، هشدار دادند.
مقام معظم رهبرى در اين ديدار، بر نقش تعيينكننده نسل جوان براى هر كشور تأكيد كردند و فرمودند: دنياى غرب با وجود آن كه در اوج پيشرفت مادى، علمى، صنعتى و اقتصادى و بهرهمندى از ثروتهاى گوناگون قرار دارد، نتوانسته است نسل جوان خود را به درستى اداره كند و امروز عناصر دلسوز در جوامع غربى احساس كردهاند كه چه فاجعهاى براى آنها در حال وقوع است و بدون ترديد آينده سختى را بايد در انتظار باشند.
حضرت آيتا... خامنهاى با بيان اين كه طوفانهاى اجتماعى و تاريخى به تدريج خود را نشان مىدهند، فرمودند: در جوامع غربى، بسيارى از جوانان دچار بلاهاى اجتماعى مانند اعتياد، قتل، غارت و شهوترانيهاى بسيار زشت شدهاند و بسيارى نيز دچار بىتفاوتى هستند و در مسايل جمعى، مانند انتخابات شركت نمىكنند. همه اينها نشانههاى زوال نسل جوان غرب است و به عنوان يك واقعيت روشن بر ادعاهاى نظريه پردازان صهيونيست و متفكران سياسى آمريكايى كه خود را صاحب اختيار سرنوشت جهان مىدانند، خط بطلان مىكشد.
رهبر معظم انقلاب اسلامى، با بيان اين كه جوانان، عامل حركت جمعى در هر جامعهاى هستند، افزودند: به بركت انقلاب، ايمان اسلامى و نيز به بركت وجود ارتباطات قلبى ميان دلهاى پاك و نورانى با خدا و هر آنچه كه رنگ خدايى دارد، ايران اسلامى از يك نسل جوان ممتاز برخوردار شده است.
مقام معظم رهبرى از سوق دادن نسل جوان به سمت فساد و بىتفاوتى در سالهاى قبل از انقلاب به عنوان يك خواست ديكته شده بيگانگان ياد كردند و فرمودند: بيگانگانى كه مىخواستند سرنوشت اين مملكت را به طور كامل در اختيار بگيرند، براى رسيدن به اين هدف، در جهت خلاف تدين، عزم، خلوص، صفا و حركت، جوانان را به كار گرفتند؛ اما فرياد امام به عنوان يك عامل فوقالعاده و خارج از محاسبات قدرتهاى استعمارگر، تمامى نقشههاى آنان را بىاثر و خنثى كرد.
حضرت آيتا... خامنهاى در بيان ويژگيهاى ممتاز امام خمينى (ره) فرمودند: حسن بزرگ امام اين بود كه در مسايل مربوط به اسلام و مسلمين، خود را به عنوان يك شخص مطرح نكرد؛ امام در اسلام، حل شده بود و معارف الهى را از صميم قلب قبول داشت و با تمام وجود حاكميت خدا را بر زندگى شخصى خود پذيرفته بود.
رهبر معظم انقلاب اسلامى، آبديده شدن نسل جوان و مؤمن كشور را در امتحان بزرگ جنگ تحميلى خاطر نشان كردند و افزودند: انقلاب اسلامى، پديده عظيمى است كه حتى به تشكيل نظام جمهورى اسلامى در ايران محدود نمىشود. اين انقلاب، تاريخ را تغيير داده و يك راه جديد در مقابل بشر و بويژه ملتهاى مسلمان به وجود آورده است.
انقلاب اسلامى، حادثهاى بىسابقه و پديدهاى عجيب است؛ بنا بر اين سياستمدارانِ مجرب و كارآزموده صهيونيست، با پى بردن به اين حقيقت، مبارزه با اين حركت عظيم را از رهگذر برنامهريزى بلند مدت آغاز كردند و هدف اصلى آنان اين است كه جوانانِ امروز، يعنى همه جمعيت فرداى كشور را از انقلاب، جدا كنند.
رهبر معظم انقلاب اسلامى از فقدان يك فكر، انديشه راهنما و ايدئولوژى متكى به يك فكر و تلقى درست از عالم وجود به عنوان مهمترين خلاء دنياى غرب ياد كردند و با بىتأثيرخواندن ايدئولوژيهاى دروغين تزريق شده به جوامع غربى فرمودند: يك دليل عمده كه موجب ترس دنياى غرب از انقلاب اسلامى شده است، از اين حقيقت ناشى مىشود كه انقلاب اسلامى يك تفكر صحيح، تعريف شده و متكى بر جهانبينى مستدل و منطقى از عالم آفرينش ارائه مىدهد و اين امكان را فراهم مىسازد كه هر كس بداند در كجاى راه قرار دارد و به سمت كدام هدف حركت مىكند.
حضرت آيتا...خامنهاى همچنين افزودند: در مبناى تفكر اسلامى، هدف از حيات انسان رسيدن به رستگارى و سعادت در دنيا و آخرت است. بنا بر اين با تكيه بر تفكر اسلامى مىتوان يك جامعه عادلانه و صالح و يك كشور پيشرو معنوى و در عين حال داراى قدرتهاى والاى مادى را ايجاد كرد و اين همان چشمانداز و هدف والا و زيبايى است كه غربيها از آن محروم هستند.
مقام معظم رهبرى در بخش ديگرى از سخنانشان، نقش آيتا... مصباح يزدى را در هدايت طرح و برنامه اين اردو حائز اهميت خواندند و فرمودند: بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاى مصباح را مىشناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحبنظر در مسايل اساسى اسلام ارادت قلبى دارم. اگر خداى متعال به نسل كنونى ما، اين توفيق را نداد كه از شخصيتهايى مانند علامه طباطبايى و شهيد مطهرى استفاده كند، اما به لطف خدا اين شخصيت عزيز و عظيمالقدر، خلاء آن عزيزان را در زمان ما پر مىكند.
بر پايه همين گزارش پيش از سخنان مقام معظم رهبرى آيتا... مصباح يزدى در سخنان كوتاهى گفت: خداوند متعال را سپاسگزاريم كه در سايه نعمت ولايت، توفيق معرفت و انجام وظيفه نسبت به نظام مقدس اسلامى را يافتهايم و وظيفه خود مىدانيم كه با تمام توان علاوه بر حراست از مرزهاى جغرافيايى از مرزهاى عقيدتى و باورهاى ارزشى و مذهبى نيز دفاع كنيم و بويژه بسيجيان دانشجو و دانشآموز بايد نقش بسيار مهم خود را در دفاع از ارزشها و مبارزه با انحرافات، كجرويها و كجانديشيها ايفا كنند.
+
نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت 12:59 توسط مصطفی
|